تبليغاتX
برق_ الکترونیک(شهرام )


برق_ الکترونیک(شهرام )

##########دفترچه خاطرات دیجیتال_دایرکتوری جامع مدارات الکترونیک و رباتیک به زبان فارسی##############

  سلامی به وسعت خاطره ها !!!!

 خاطره ها ! تنها چیزیای  هستن که فراموش نمیشن!

 احتمال به یقین این آخرین چیزیه که اینجا می نویسم .

  حتی گفتن این چیز هم خودش کلی خاطره داره .

 نمیدونم دل کندن خیلی سخته!

 کی میدونه......

  شاید یه روزی .........برگشتم!!

 

كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ ،


كار ما شايد اين است


كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم.


هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري .
بيچاره فرشته ...


روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد.



وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با «اميد» زنده ام.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07ساعت 0:10 توسط شهرام| |

 سکوت نه از بي صداييست.
نفس هست و حرف هم.
ناگفته ها و گفته شده ها. شنيده ها و نشنيده ها.
سکوت از نبودن بغض نيست. از بي دردي نيست.
سکوت از عادت نيست. از روزمرگي و فراموش شدگي. از خواب و رخوت و بي حوصلگي. از دلتنگي.
سکوت از فريادهاي در گلو مانده است و نعره هايي که هيچ وقت شنيده نشد.
همه چيز هست و گوشي نيست براي شنيدن. جز سکوتي که گاه و بيگاه همدم فريادهايي است که بي خبر و ناخواسته از روزهايي دور ميايد.
از دلتنگيهايي که فراموش شده. از خيانتهايي که به روزگار شده.
نه انگار.... باز هم حرفي نيست.

نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06ساعت 23:14 توسط شهرام|

هشت شعر زیبا از ریچارد براتیگان در دفتری به نام ( لطفا این كتاب را بكارید)!!!

باورش شاید سخت باشه !!! اما ریچارد براتیگان این دفتر  هشت شعری! رو  به  رایگان در خیابون های  سانفرانسیسکو در میان مردم پخش کرد !

به احتمال یقین هدفش کسب شهرت نبوده!!!

بعضی ها تا ابدیت زنده هستن !بعضی ها هم فقط زنده هستن!

نگفته پیداست یه جورایی مجذوب شخصیت این نویسنده شدم!

همیشه بهار

 

دوستانم نگران‌اند

و از آن با من حرف می‌زنند

از پایان دنیا حرف می‌زنند

از ظلمات و فاجعه

من همیشه خونسرد می‌شنوم

و بعد می‌گویم نه، قرار نیست تمام شود

این تنها یك آغاز است

همان طور‌كه این كتاب

تنها یك آغاز است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/05/05ساعت 16:59 توسط شهرام|

Frog Story

روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با
هم مسابقه ي دو بدند

هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .

جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند

و مسابقه شروع شد ...

راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند .

شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:

اوه,عجب کار مشکلي !!!

'اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند "يا

'هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلند ه!

قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند

بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند .

جمعيت هنوز ادامه مي داد,'خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه

و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف

ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر

اين يکي نمي خواست منصرف بشه

بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد

بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر رو
انجام داده؟

اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟
و مشخص شد که ...

برنده ي مسابقه کر بوده !!!

نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که :

هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون
اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند--چيز هايي که از ته دلتون آرزوشون رو داريد !
هيشه به قدرت کلمات فکر کنيد .

پس:

هميشه!!!

مثبت فکر کنيد .

و بالاتر از اون

کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهيد
رسيد !
و هيشه باور داشته باشيد :

من همراه خداي خودم همه کار مي تونم بکنم!!!

و اینو یادمون باشه:

آدم هاي زيادي به زندگي شما وارد و از اون خارج ميشن... ولي
دوستانتون جا پا هايي روي قلبتون جا خواهند گذاشت!!!


 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29ساعت 14:24 توسط شهرام| |

تفاوتی که ایجاد تفاوت می کند:
" در زندگی ، نکته بامزه ای هست، اگر چیزهای متوسط را نپذیرید، اغلب اوقات بهترین ها نصیبتان خواهدشد"


 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29ساعت 13:35 توسط شهرام|

تمام هستی ام را برگی کن!

                بر درختی بیاویز!

                         خودت باد شو!

                                    بر من بوز!

                                          به زمینم بیانداز!

خدا که شدی و از من گذر کردی ...

               خیالم راحت می شود

                                 جای پای تو، مرا

                  و همه هستی مرا

                                     تقدیس می کند!

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29ساعت 13:24 توسط شهرام|

توپولف=؟

 بیچاره  این زمین کشاورزیه هم از دست این روس ها آرامش  نداره!!!!!

نه شرقی نه غربی؟

نوشته شده در جمعه 1388/04/26ساعت 1:15 توسط شهرام|

تقدیم به بهترین بابا ی دنیا !

روزت مبارک پدر  

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/15ساعت 18:39 توسط شهرام|

 

ترسم از دست تو بوده — براي خواستن عشقم

نياد اون روزي كه ديره –واسه ي داشتن عشقم

ترسم از اينه كه روزي — من به ياد تو نباشم

ديگه دلسرد بشم از تو –برم و با تو نباشم

ترس من اينه كه روزي — روي قولم پا بزارم

واسه بد بيني و حرفات –تو رو تنها بزارم

ترس من از خنده هاي — تلخ و بي روح لب توست

كاش بدوني دل تنهام — گم شده تو اين شب توست

ترسم اينه دير بفهمي — عشق پاك و تو نگاهم

ديگه ارزوم نباشه –بمونيم هميشه با هم

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/15ساعت 18:5 توسط شهرام|

 

هنوزم فانوس اين دهكده ام

حرمت نفت و طلا تو خونمه

تو رو با تموم حرفا دوس دارم

اسمتون هنوز سر زبونمه

 

واسه كاشيكاريات دلواپسم

واسه حوضاي عميق نقاشي

واسه آينه كاري طاقاي نور

واسه گنجشككاي اشي مشي

 

هنوزم ساقه ي لاله هاي تو

تازه از اشكاي پنهون منه

مشتي از خاكتو بردار و ببين

تو رگاش نفت تو  و خون منه

 

 اگه من مثل درختا ايستادم

ريشه هام تو دستاي تو محكمه

رگام از تو خون مي گيره شب و روز

منو با اسم تو مي شناسن همه

 

مال من باش و نذار ستاره ها

مث فانوساي مرده بد بشن

وقتي سرما مي زنه زمستونا

از سر نعش درختا رد بشن

اشعار زیبای استاد عبدالجبار کاکایی

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/04/14ساعت 23:53 توسط شهرام| |

68 ثانیه تمركز !!!

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1388/04/13ساعت 0:42 توسط شهرام|


Design By : Night Skin